
عشق کجاست ؟
اگر باور داری .
تو خود تجلی عشقی ...
اگر باور داری . به آينه نگاه کن
و اگر باور داری ، من همان آينه ام و در پيش چشمانت ظهور خواهم کرد ...
آیینه ای سپيد از اشکی که در چشمم حلقه زده است !
و تو تجلی عشقی ،... اگر باور داری،
من عاشقت هستم !
که در غروب و آسمان خونزده اش ...
و رقص زلفانت در نسيم شمال ...
از پس قامت سرو مستانه ات ...
چونان شوری شيزين افکنده بر دلم
که فرهاد گونه ...
در خون دل و اشک ديده، غرق می شوم !
تا هنوز اگر باور داری،
من ،عاشقت هستم.